
در یک ماه گذشته، با مادرم بعد از دو سال آشتی کردم. خانه مان برایم شد یک بحران و سبک زندگی ام شد صبح تا شب بیرون از خانه. خیلی گریه کردم. توی کوچه. روی زمین. توی خانه های مختلف. توی مترو. توی اسنپ. بعد همۀ موهایم را جلوی آینۀ گاف قیچی کردم. بعد خوشحال شدم. نشستم زیر دست آرایشگر. شخصیتم تازه شد و خندیدم و رفتم سر پروژۀ جدید.کنار آمدم. خوشحال که بودم، دوستم مرد. یک مرگ واقعی. ما رفتیم به سالن تطهیر و دیگر نخندیدم. دیگر گریه هم نکردم. قبر را کندند و او را گذاشتند آنجا و چند سنگ هم رویش. تنها نگاه کردم. غروب شد و بازگشتیم به تهران. جمع شدیم دور هم. زیاد. فهمیدم همدیگر را داریم. شاید هوای او را هم اگر بیشتر داشتیم حالا نمرده بود. در همین حین دو فیلمی که تهیه کننده اش بودم راه پیدا کرد جشنواره. دو فیلم شاگردانم. پس رفتم به آنجا. با ظاهر خوب. با معاشرت های صدتا یک غاز. انگار چیزی نشده. به ح گفتم: انگار همه چیز را فراموش می کنم تا آخر شب. تا صبح فردایش که آهنگ فرشتۀ مرگ را گوش کنم و به پنجره خیره شوم. جشنواره روزهایی خوب بود و روزهایی بد. با همه چیز آن هم کنار آمدم. با مرگ هم. با خانه ای که هیچ چیز به جز آدم هایش باب میلم نیست هم. با حالی که بالا و پایین می شود هم. با حرف های گزنده. نیش های ریز و درشت. آدم های بد ذات. با اینکه جلوی همۀ آن ها سکوت می کنم. امروز بیدار شدم. حالم به بدی دیشب نبود. ایستادم و با عشق برای عزیزانم غذا پختم. زعفران دم کردم و ادویه هایم را زدم. فردا می روم سر فیلمبرداری. امشب طرح می نویسم. به زندگی ادامه می دهم. به کارها، قرارها، آدم ها. اقاقی برایم می نویسد: در اوج پریشانی هم آرامی. به جمله های او فکر می کنم. به این روزها که انگار آرامم...
همهٔ اتفاقهای شش روز گذشته میتونست خواب باشه. میتونست از این خیالهایی باشه که توی بیداری آدم میچینه برای خودش و تا ناکجا پیش میره و یهو به خودش میآد و میگه این دیگه چی بود. میتونست از این حرفهایی باشه که ما چند تا توی رد دادنهامون به هم میزنیم و تهشم میگیم بسه دیگه خفه شو. اما واقعی بود. واقعی بود و ما اونقدری که زنده بودیم، زندگیش کردیم.
گفت: باید به انتخابها احترام گذاشت؛ اما غریزهٔ بقا در آدمها قویترین و عمیقترین چیز است. همهچیز دنیا و همهٔ اجتماع روی غریزهٔ بقا میگردد. وقتی کسی به جایی میرسد که بقای خودش را در نیستی خودش ممرمیبیند، یعنی اجتماع شکست خورده است.