
این، خلأ جبرانناپذیر توست، مامان. کسی که ترکش کردم، کسی که ترکم کرد، کسی که ناخواسته همهٔ وجود و وجوهم را خرجش کردم، کاری که برایم کار نبود و تبدیل به تمام زندگیام شد و نابودم کرد، این دورهٔ سهساله و آن دورهٔ پنجساله که خودم را با عشق و شوقی کاذب سرگرم کردم و بعد باز خلأ تیر کشید... این خلأ توست مامان... چه درد تمامنشدنیای. چه دریای بیپایانی. زیر پایم خالیست.